تبليغاتX
يك نفس تازه هرگاه که تلاطم زندگي تو را به سختي به صخره ها مي کوبد ... تنها کافي ست که چشمانت را ببندي... نفسي عميــــــق بکشي ...و بداني که...خدا اينجاست
يك نفس تازه
زندگی درک همین اکنون است
یکشنبه 1388/01/30
يك حلقه طلايي

 

هر انسان ،

            حلقه اي طلايي است

                                    در زنجير خير و صلاح من !

 

پ.ن :

- چرا ...؟

- وقتي همه چيزو به خدا مي سپري ديگه نپرس چرا !!!


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 21:51 توسط : *يه دوست*
شنبه 1387/11/19


 

يكی بود ، يكی نبود

زير گنبد كبـــــــــــــود ، غير از خـــــــــدا ... :)

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 20:6 توسط : *يه دوست*
دوشنبه 1387/09/11
به ساره عزيزم

هيچگاه ف ا ص ل ه حريف خاطره نيست !

متولد پاييز ، تولدت مبارك


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 22:45 توسط : *يه دوست*
سه شنبه 1387/08/07
سكوت يعني (......) اين همه حرف

.

..

...

..... 

پ.ن : دلم براي آرزو تنگ شده ! كاش مي تونستم باهاش حرف بزنم ...نمي تونم بفهمم وقتي مي خنده واقعا شاده يا تو معذوراته !!

اون وقتي نمي تونه رضايت همه رو جلب كنه يا سكوت مي كنه يا عصبي ميشه ...بعضيا مخالف سكوتش هستن ، ميگن اگه از

چيزي ناراحتي حرف بزن !

بعضيا مخالف عصبي شدنش هستن ، ميگن حرف نزن !

اونايي كه ميگن حرف بزن ، وقتي حرف ميزنه عصبي ميشن !

اونايي هم كه ميگن ساكت باش ، وقتي حرف نمي زنه عصبي ميشن !

در هر دو صورت ديگران حق دارند خودشون رو تخليه كنن ولي اون نه !

حالا من به چه زبوني بهش بفهمونم كه مي خوام حرف بزنه و من گوش بدم و مثل بقيه نباشم ؟

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 21:44 توسط : *يه دوست*
سه شنبه 1387/07/30


 

گفتگوي من با خدا ، به نتيجه دلخواه اون رسيد !

من با اين فرض كه خدا ، هيچگاه بندگان خودش رو بيهوده به زمين نمي زنه ، از اين نتيجه :

نه رنجيدم ، نه خنديدم و نه معترض شدم ....ولي هيچ چيز زيباتر از اين نيست كه بدوني

ساخته شدي كه لازمه هر ساختني ، ويرانييه و پايان هر ويراني ، تولدي دوباره !

اما من هنوز متولد نشدم ، سازش كردم. به عبارتي با هر چيزي كه پيش رومه سازگار شدم.

خدايا ! شُكر(.)

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 22:10 توسط : *يه دوست*
شنبه 1387/07/27


 

اين روزها بهتر از گذشته مي تونم كساني رو كه به اصطلاح از كله سحر تا بوق سگ ؟! ( درسته؟ ) كار

 ميكنند ، درك كنم !!!


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 22:21 توسط : *يه دوست*
جمعه 1387/07/12
دلتنگي

خداوندا !
اگر روزي بشر گردي
ز حالم با خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت
از اين بودن ، از اين بدعت (دكتر شريعتي)


چه بي صدا از قفس تنگ زندگي آزاد شدين..........

اگر تمام دردهاي دنيا را نردبان كني ، دستت به سقف دلتنگي من نمي رسد !

خانم، مهربون، با محبت ، بي كينه ، دوست داشتني ،صادق، متواضع .....

مگه ميشه كسي مثل تو باشه!

دلم براي خودت و شيرين زبوني هاي دخترت ، براي شعر خوندناش، قصه گفتناش.......تنگ ميشه

پ.ن ۱: چه فايده از گفتن.
پ.ن۲:پُست "كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ" اس ام اس زيباي م ه ش ي د عزيزم بود.حتما رفتن اون هم حكمتي داره ولي قراره در ازاي از دست دادنشون چي به دست بياد كه بهتر از اونها باشه؟؟؟

پ.ن ۳ : پاييز ، با من چه كردي؟ پاييز ، چند نفرو ازم گرفتي ؟


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:23 توسط : *يه دوست*
دوشنبه 1387/07/01
گفتگو با خدا

 

خدايا متشكرم

خدايا........
وقتي تنها هستم و احساس نااميدي مي كنم
نگذار تا قلب دردمندم فراموش كند كه تو دعاهايش را مي شنوي

به من يادآوري كن كه ، عليرغم تمام پيروزي ها و شكستها
مادامي كه به تو ايمان داشته باشم
اميدواري نيز با من همراه خواهد بود.

نگذار تا با حماقتها و نابخرديهايم ، چشمهايم كور گردد.
بلكه ياريم كن تا افسوس اشتباهاتم را نخورم و آنها را جبران كنم.

به من قدرت بده تا ترسهايم را بپوشانم و
در آينده براي خود افسوس نخورم

خدايا ! تا سپيده صبح فردا ، خوابي آرام به من عطا كن
و صبحگاهان مرا با شهامتي براي شروع روزي ديگر و
ادامه دادن راه ،
                      از خواب بيدار كن !
                                               
آمين !


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 23:35 توسط : *يه دوست*
جمعه 1387/05/25
آنچه به خاطرش زندگ‍ی می كنم ...

 

 من برای آنها كه دوستم دارند ، زندگی می كنم .

آنها كه مرا  همانگونه كه هستم  ، می شناسند  .

برای حل مسائلی كه حل نشده باقی مانده اند...

برای جبران اشتباها تی كه مرتكب شده ام.

برای  آينده ای كه در دوردست هاست.

برای بهشتی كه به من لبخند می زند

و در انتظار من است  !

و

.

.

.

برای تمامی خوبيهايی كه می توانم انجام دهم .

پ.ن :

يه روزي مثل همين امروز به دنيا اومدم... تولدم مبارك !


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 13:41 توسط : *يه دوست*
شنبه 1387/03/25
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ

كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ

گنجشك به خدا گفت : لانه كوچكي داشتم كه آرامگاه خستگي ام بود و سرپناه بي كسي ام. يك روز طوفان

بيرحم تو آن را بر سر من خراب كرد !

مگر لانه كوچك من كجاي دنياي بزرگ تو را گرفته بود ؟

خدا به گنجشك گفت : ماري را ديدم كه به سوي لانه تو مي آمد ، به باد امر كردم كه لانه ات را واژگون كند

، آنگاه تو از كمين مار پر گشودي و آسوده برستي!!

و تو نمي داني چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم برخاستي !!!


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:13 توسط : *يه دوست*