تبليغاتX
يك نفس تازه هرگاه که تلاطم زندگي تو را به سختي به صخره ها مي کوبد ... تنها کافي ست که چشمانت را ببندي... نفسي عميــــــق بکشي ...و بداني که...خدا اينجاست
يك نفس تازه
زندگی درک همین اکنون است
یکشنبه 1386/10/23



خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز


تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده و به قدر ایمان تو کارگشا می شود !

 

 

بر این باورم که اگر ذره ای حتی ناچیز ، در رسیدن یا خواستن دچار « شک » و « شک » و « شک » بشی ، مطلقا نمی رسی و نمی تونی برسی اما اگر چیزی رو با تمام وجود بخوای ، حتما بهش می رسی !

چند بار پیش اومده که تا مرز رسیدن رفته باشی و پشیمون بشی ؟ و با خودت بگی نکنه راهم اشتباه اومده باشم ؟ نکنه اصرار من خدا رو خسته کرده باشه ؟ و و و .....برای من که خیلی پیش اومده که نشون میداد من هنوز خودم و خواسته هام رو نشناختم.

در حال شناختنم...شناخت خودم و خواسته هام . خواسته های نابجا از دور خارج میشن.

 

پ.ن :

امروز لذت بخش ترین لحظه زندگیم میدونید چی بود ؟

اینا بودن :

خیلی آروم دستمو از پشت پرده بیرون گذاشتم تا متوجه من نشن .

 

 

از پشت پنجره اتاقم

 

عکس های دیگه رو از اینجا ببینید.

 وبلاگم دیر بالا میومد، از این به بعد عکس ها رو تو فتوبلاگ میذارم.


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:0 توسط : *يه دوست*
جمعه 1386/10/21



 

شعبده بازي وسط بازار مکاره ايستاد و سه پرتقال از جيب بيرون کشيد و شروع کرد به اجراي تردستي با آنها.مردم شگفت زده از نرمي و ظرافت حرکات او ، گردش حلقه زدند . مردي که نزديک نويسنده ايستاده بود گفت :

 

« اين چيزي است که زندگي کم و بيش به آن شبيه است . ما همواره دو  پرتقال در دو دست داريم و پرتقالي ديگر در هوا . اما آن پرتقالي که در هوا است ، تمام قضيه را متفاوت مي کند ! با مهارت و تردستي پرتاب مي شود ، اما مسير خودش را طي مي کند.

 

ما نيز مانند اين تردست ، رؤيايي را در جهان رها مي کنيم ، اما هميشه بر آن تسلط نداريم .

 

در چنين اوقاتي ، بايد بداني که چطور خودت را به دست خدا بسپاري و بخواهي که رؤيا در زمان مناسب مسيرش را به درستي طي کند و وقتي که کامل شد دوباره به دستانت باز گردد !! »

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:56 توسط : *يه دوست*
سه شنبه 1386/10/18
و زندگی جریان دارد...

 

این هم از سپیدی بعد از شب یلدا :)

 

عکس 1         عکس2             18 دی 1386             

 

17 دی ماه 86

17 دی ماه 1386

 

پ.ن : همه آهنگهای این آلبوم زیباست ، این یکی رو خیلی دوست دارم .


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 23:48 توسط : *يه دوست*
شنبه 1386/10/01
یلدا یعنی : پایان شب سیه سپید است !

سحرگاهان که شبنم

آیتی از پاک بودن را

به گلها هدیه می بخشید ،

به آن محراب پاکش

آرزو کردم برایت

خوب دیدن ، خوب بودن ، خوب ماندن را

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:40 توسط : *يه دوست*