شنبه 1387/03/25
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:13 توسط : *يه دوست*
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ

گنجشك به خدا گفت : لانه كوچكي داشتم كه آرامگاه خستگي ام بود و سرپناه بي كسي ام. يك روز طوفان
بيرحم تو آن را بر سر من خراب كرد !
مگر لانه كوچك من كجاي دنياي بزرگ تو را گرفته بود ؟
خدا به گنجشك گفت : ماري را ديدم كه به سوي لانه تو مي آمد ، به باد امر كردم كه لانه ات را واژگون كند
، آنگاه تو از كمين مار پر گشودي و آسوده برستي!!
و تو نمي داني چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم برخاستي !!!
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:13 توسط : *يه دوست*
