تبليغاتX
يك نفس تازه هرگاه که تلاطم زندگي تو را به سختي به صخره ها مي کوبد ... تنها کافي ست که چشمانت را ببندي... نفسي عميــــــق بکشي ...و بداني که...خدا اينجاست
يك نفس تازه
زندگی درک همین اکنون است
یکشنبه 1386/10/23



خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز


تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده و به قدر ایمان تو کارگشا می شود !

 

 

بر این باورم که اگر ذره ای حتی ناچیز ، در رسیدن یا خواستن دچار « شک » و « شک » و « شک » بشی ، مطلقا نمی رسی و نمی تونی برسی اما اگر چیزی رو با تمام وجود بخوای ، حتما بهش می رسی !

چند بار پیش اومده که تا مرز رسیدن رفته باشی و پشیمون بشی ؟ و با خودت بگی نکنه راهم اشتباه اومده باشم ؟ نکنه اصرار من خدا رو خسته کرده باشه ؟ و و و .....برای من که خیلی پیش اومده که نشون میداد من هنوز خودم و خواسته هام رو نشناختم.

در حال شناختنم...شناخت خودم و خواسته هام . خواسته های نابجا از دور خارج میشن.

 

پ.ن :

امروز لذت بخش ترین لحظه زندگیم میدونید چی بود ؟

اینا بودن :

خیلی آروم دستمو از پشت پرده بیرون گذاشتم تا متوجه من نشن .

 

 

از پشت پنجره اتاقم

 

عکس های دیگه رو از اینجا ببینید.

 وبلاگم دیر بالا میومد، از این به بعد عکس ها رو تو فتوبلاگ میذارم.


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:0 توسط : *يه دوست*